خرید بک لینک

well im back :{

خیلی خب من برگشتم و بالاخره وقت کردم بنویسم !

راستش حرف زدن با"هیچ او" خیلی میچسبه !

×××××××××××××××××

20 سالم شد و هنوز کافه مو نزدم ! همه فک میکنن فراموش کردم کل قضیه رو :} اما نه ...

اخ که چقد دور شدم از نوشتن .

اخ که چقد دور شدم از ذهنم .

انگار یه جایی دور از خودم ، دارم خودمو نگاه میکنم . تک تک جزیِاتو میبینم .

××××××

- چه خبرا از شما :{} ؟ ...

برچسب: نویسنده: یگانه نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 20:04

این مدت تجربه های زیادی داشتم .سعی کردم کنجکاوی هام جوابی داشته باشن !راستش الان تو مرحله ای هستم که از خودم راضیم ! هم ویولنم رو دوباره شروع کردم هم دارم بوم های نقاشیمو با طرح های خودم پر میکنم هم

برچسب: نویسنده: یگانه نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 20:04

دچار استفراغ فلسفی شدم . برداشتمو از همه چیییییییز دارم میریزم بیرون تا سبک شم.حقیقتن وقتی فهمیدم چقد زیاد تحت سلطه ی ذهنمم ، خیلی کُفری شدم .ذهن انسان میترسه . ازهمه چی ، مخصوصن از بی هویتی .برای هم

برچسب: نویسنده: یگانه نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 20:04

تو بيمارستان خيلي از اونايي كه كرونا ميگيرن ، ميخوام زنده بمونن .

با مرگ هركدومشون ، ميميرم ... سخته ، ازشون مراقبت كني و جلو چشات پر پر شن (:

برچسب: نویسنده: یگانه نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 14 اسفند 1398 ساعت: 20:04

صفحه بندی